تبليغاتX
با زندگی برقصیم
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لينك دوستان
۞زیباترین قالبهای وبلاگ۞ استاد وحيد نوروزي
مژگان جمشيدي
ديده بان كوهستان
هومن روانبخش
رضا
مهار بیابان زایی
بابای فردا
سنتز
تارنوشت
همنهاد
دهاتی
بانوی مهتابی
رضا و احمد
بشریت
هفت رنگ
مرد خاكي
ماندانا
ناصريان
صفورا
آن زن
وبلاگ مريم ها
::به اين ميگن حال واقعي::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:با زندگی برقصیم در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
ماجرای فروخته شدن بلاگفا از زبان کوچه!

      وقتی شما جنسی را می فروشید. یک حالت بیشترندارد و آن این است که جنسی که قبلا متعلق به شما بوده دیگر مال شما نیست و در اختیار خریدار است. حالا این قضیه فروش بلاگفا هم تقریبا همین طور است. اگر واقعا دوست عزیز ما، علیرضا شیرازی سایتش را فروخته باشد، خب فروخته است و اینقدر راحت نمی تواند همه چیز را انکار کند. اما اگر نفروخته است پس حتما حميد محمود زاده ، مدير عامل شركت نرم نگاران آرميتيس دارد در روز روشن دروغ می گوید و قصد کلاهبرداری دارد.
البته اینکه خرید و فروش یک کالا که وجود خارجی ندارد. مثل یک سایت چقدر از نظر قوانین حقوقی ایران درست است یا نه بحث دیگری است. آن هم در حالیکه لایحه جرایم رایانه ای هنوز سرنوشت معلومی پیدا نکرده است.
به هر امیدوارم پایان ماجرا هرچه باشد به ضرر هزاران کاربر سایت بلاگفا نشود و تهدید کسی ادعا می کند مالک جدید بلاگفا ست عملی نشود و این سایت بسته نشود. به هر حال من که ترجیح می دهم همچنان علیرضا مالک این سایت باشد و با هوش و ذکاوت بالای خود ابزاری بهتر برای کاربرانش فراهم کند.

[+] نوشته شده توسط کامیار در 8:29 | |

جراحت احمد رضا را التیام دهیم!

 

 

احمد رضا رضايي در حال نشان دادن ساچمه هايي كه هنوز در پايش وجود دارند.

       احمد رضا مي‌توانست گلوله نخورد! مي‌توانست خود را مثل خيلي‌هاي ديگر به نديدن بزند! حتا مي‌توانست با آن دو شكارچي ثروتمند به تعامل برسد!! امّا او هيچ يك از آن كارها را نكرد؛ او حتا از تهديد شكارچي‌ها هم نترسيد و آنقدر آن دو ناجوانمرد را تعقيب كرد تا سرانجام با شليك سهمناك تفنگ شكاري‌شان از پا درآمد ...

     هموطن عزيز من!
     احمد رضا براي كه و چه اين كار را انجام داد؟ براي من، براي تو، براي امروز و فرداي ما  و فرزندان ما ... و براي سازماني (سازمان حفاظت محيط زيست) كه ظاهراًً نخستين رسالتش بايد پاسداري از اصل 50 قانون اساسي، يعني تضمين حيات روبه رشد اجتماعي ايرانيان در سايه‌ي پاسداري از مواهب ارزشمند طبيعي ميهن عزيز باشد. پس چرا به جاي آنكه او را و امثال او را تكريم كنيم، مجبورش مي‌سازيم تا هزينه‌ي درمان جراحت عظيمش را هم خودش بپردازد؟! و در مقابل درب دادگاهي كه قرار است به داد او برسد، شاهد فريادهاي جانسوز او هستيم كه چگونه با چوب به جانش مي‌افتند ...


روايت غم‌انگيز اين ماجرا را از زبان محمّد درويش پي بگيريد ...     

 

     و براي همين است كه از تو دوستدار واقعي طبيعت ارزشمند وطن عاجزانه تقاضا مي كنم كه لينك حمايت از محيط بانان را امضا كرده و با تكثير آن در وبلاگ ارزشمندتان به احمد رضا ها كمك كنيد.

 

[+] نوشته شده توسط کامیار در 10:34 | |

مطالب پيشين