تبليغاتX
با زندگی برقصیم
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لينك دوستان
۞زیباترین قالبهای وبلاگ۞ استاد وحيد نوروزي
مژگان جمشيدي
ديده بان كوهستان
هومن روانبخش
رضا
مهار بیابان زایی
بابای فردا
سنتز
تارنوشت
همنهاد
دهاتی
بانوی مهتابی
رضا و احمد
بشریت
هفت رنگ
مرد خاكي
ماندانا
ناصريان
صفورا
آن زن
وبلاگ مريم ها
::به اين ميگن حال واقعي::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:با زندگی برقصیم در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
مرد كور!


روزي مرد كوري روي پله هاي ساختماني نشسته و كلاه و تابلويي در كنار پايش قرار داده بود.روي تابلو خوانده ميشد  من كور هستم لطفا به من كمك كنيد.انديشمندي از آنجا مي گذشت نگاهي به او انداخت چند سكه در كلاه انداخت و سپس بدون آنكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلو را برگرداند و روي آن چيز ديگري نوشت و آنجا را ترك كرد.عصر آن روز به محل برگشت و ديد كلاه مرد كور پراز سكه و اسكناس است مرد كور صداي او را شناخت و پرسيد بر روي تابلو چه نوشته اي انديشمند گفت چيز مهمي ننوشته ام من فقط نوشته هاي شما را به شكل ديگري نوشتم لبخندي زد و به راه خود ادامه داد و مرد كور هيچ وقت نفهميد او چه نوشته بود او نوشته بود امروز بهار است و من نميتوانم آن را ببينم ................  

[+] نوشته شده توسط کامیار در 21:8 | |

مطالب پيشين