
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:با زندگی برقصیم در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
روزي مرد كوري روي پله هاي ساختماني نشسته و كلاه و تابلويي در كنار پايش قرار داده بود.روي تابلو خوانده ميشد من كور هستم لطفا به من كمك كنيد.انديشمندي از آنجا مي گذشت نگاهي به او انداخت چند سكه در كلاه انداخت و سپس بدون آنكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلو را برگرداند و روي آن چيز ديگري نوشت و آنجا را ترك كرد.عصر آن روز به محل برگشت و ديد كلاه مرد كور پراز سكه و اسكناس است مرد كور صداي او را شناخت و پرسيد بر روي تابلو چه نوشته اي انديشمند گفت چيز مهمي ننوشته ام من فقط نوشته هاي شما را به شكل ديگري نوشتم لبخندي زد و به راه خود ادامه داد و مرد كور هيچ وقت نفهميد او چه نوشته بود او نوشته بود امروز بهار است و من نميتوانم آن را ببينم ................
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 21:8
|
|