تبليغاتX
با زندگی برقصیم
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لينك دوستان
۞زیباترین قالبهای وبلاگ۞ استاد وحيد نوروزي
مژگان جمشيدي
ديده بان كوهستان
هومن روانبخش
رضا
مهار بیابان زایی
بابای فردا
سنتز
تارنوشت
همنهاد
دهاتی
بانوی مهتابی
رضا و احمد
بشریت
هفت رنگ
مرد خاكي
ماندانا
ناصريان
صفورا
آن زن
وبلاگ مريم ها
::به اين ميگن حال واقعي::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:با زندگی برقصیم در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
موسيقي؛ درمانگر روح و روان

موسيقی بدون شك يكی از تأثيرگذارترين هنرها بر ورح و روان بشريت و عاملی مؤثر در انتقال مفاهيم و معانی و حال و هوای خاص به شنونده است از همين رو از موسيقی حتی در بحث درمان و پزشكی هم استفاده شده و در اين مقال سعی شده ضمن بازخوانی كوتاه تاريخ موسيقی و كاربرد آن در مباحث درمانی به موضوع موسيقی درمانی قرآنی و عناصر موسيقيايی قرآن به‌طور اجمالی پرداخته شود.
زندگی پرفراز و نشيب انسان از نخستين روز خلقت با نغمه‌ها و اصوات موسيقيايی عجين بوده است. شايد اولين آوايی كه گوش انسان را بدو تولد نوازش می‌دهد زمزمه و نغمه‌های يك مادر برای فرزند نوزاد باشد . سراسر طبيعت را هم كه جستجو كنيد از صدای به‌هم خوردن برگ درختان بوسيله نسيم ملايم يا صدای طوفان در صحرای لم‌يزرع و يا صدای آب رودخانه‌ها و جويبارها و يا نغمه‌های بلبلان بر شاخسار چنارها و تبريزی‌ها و … همه و همه حاكی از درهم آميخته شدن زندگی با موسيقی است.
در اين ميان از موسيقی نه تنها برای التذاذ روح كه برای درمان وجود نيز استفاده می‌كنند. از گذشته‌های دور موسيقی به عنوان يكی از داروهای اساسی جهت درمان روحی – روانی و بعضاً جسمی مورد توجه اطبا و دانشمندان بوده است.
استفاده از موسيقی حتی در مراسم آيينی، مذهبی، ملی و نيز برای دفع اشرار و بلايا در بدوی‌ترين قوم‌ها و قبيله‌ها مرسوم بوده است. افلاطون گفته‌ای با اين مضمون دارد كه: شما ديوانه‌ای را به من بدهيد من با استفاده از موسيقی از وی فردی سخن‌ور، اديب، شاعر، جنگجو يا هر چه كه شما می‌خواهيد می‌سازم.
اين گفته افلاطون به بيش از 2500 سال از آن می‌گذرد و شايد در نگاه نخست عجيب به نظر آيد ولی امروزه اين مسئله به يكی از رشته‌های مهم دانشگاهی تبديل شده و هر روزه مطالعات و تحقيقات وسيعی در مورد آن صورت می‌گيرد.
دامنه اين فعاليت‌ها چنان گسترش يافته كه حتی با استفاده از موسيقی بهره وری از گياهان و حيوانات را افزايش داده‌اند و بی‌دليل نيست كه دانشمندان و موسيقی‌دانان گوش دادن به موسيقی و اصوات مطبوع را برای هر انسانی واجب و ضروری دانسته‌اند البته ناگفته نماند همانقدر كه يك موسيقی زيبا و دلنشين می‌تواند روح و روان آدمی را صيقل دهد و به آن طراوت و شادابی بخشد به همان ميزان موسيقی ناموزون و نامطبوع اثر مخربی در روان آدمی برجای می‌گذارد.(1)
اگر در خيابان از مردم عامه سوال كنيد كه موسيقی درمانی چيست و چه تعريفی از آن داريد احتمالاً با نگاه‌های بدون پاسخ مواجه خواهيد شد و پاسخ‌‌های متنوعی خواهيدشنيد.
در صورتی كه حدوداً از سال 1950 ميلادی موسيقی درمانی به صورت يك ارگان منظم حرفه‌ای درآمده است ولی متأسفانه هنوز عده زيادی از مردم برداشت مختصری از مفهوم موسيقی درمانی دارند و حتی ممكن است از وجود چنين سازمانی نيز بی اطلاع باشند.
موسيقی وسيله و ابزار اوليه «موزيك‌تراپيست» است كه آنها را از ديگر درمانگران جدا می‌سازد.
موزيك تراپيست‌ها ملزم به گفت‌و‌گوی گسترده با درمان‌جو نيستند بلكه آنها برای ارتباط با درمان‌جو به جای كلمات از موسيقی و فعاليت‌های موزيكی استفاده می‌كنند.
فعاليت‌های موزيكی ممكن است شامل آواز خواندن، نواختن ساز، گوش دادن به موسيقی، تصنيف و ساختن آهنگ، بحث درباره اشعار با خصوصيات آوازها و تركيب ساز باشد. اگر چه موسيقی درمانی تخصصی نسبتاً جوان است اما در گذشته‌های دور نيز برای مبارزه و مقابله با بيماری‌های گوناگون از آن استفاده می‌شده كه تاريخ بيانگر اين مدعاست.
در فرهنگ ابتدايی آفريقا و قبايل قديمی آن «شامان»(طبيب جادوگر) رهبر موسيقی طبيب و روحانی قبيله بود. «شامان» از موسيقی در ارتباط با معجزه در مراسم مذهبی برای خروج امراض از كالبد بيماران استفاده می‌كرد.
در همه جای دنيا آمريكای شمالی، آمريكای جنوبی،‌ آفريقا، آسيا و ... ريتم طبل‌ها مهم‌ترين نقش را برای مراسم شفابخش جادوگران و درمان‌گران بازی می‌كرد.
در شواهد موجود در تورات می‌توان مشاهده كرد كه موسيقی قسمت عمده‌ای از زندگی عبريان را تشكيل می‌داده، در تورات موجود آمده‌است وقتی كه خداوند از مردم عبری خواست رويدادهای مخصوصی را به خاطر بسپارند به موسی(ع) دستور داد كه به مردم آواز بياموزد كه به منزله‌ی يادبودی از رويدادهای مهم آن باشد. در مراسم مذهبی عبريان موسيقی جايگاه خاصی داشت و تشكيلات معابد آنها دارای 228 موزيسين تمام وقت بوده كه شغل آنها پيشگويی و كمك به مردم در رسيدن به خدا بود و منبع قدرت شفای آنها به موسيقی ارتباط داشت.
در فرهنگ باستانی مصر و بين‌النهرين موسيقی و شفا با معبد و مراسم مذهبی گره خورده بود.
چينی‌های قديم و تمدن‌های هنر كشور ديگر نيز موسيقی را شفابخش می‌دانسته‌اند. در يونان قديم ارتباط نزديكی بين موسيقی و شفا وجود داشت. اين همبستگی به يكی از خدايان يونان به نام «آپولو»› شخصيت و شكل داده‌است.
آپولو هم خدای موسيقی بود و هم خدای طب. يونانيان معتقد بودند كه امراض نتيجه عدم هارمونی در وجود فرد است و موسيقی با قدرت روحی و اخلاقی خود می‌تواند در برگرداندن هارمونی و نظم، در نتيجه سلامتی در فرد مورد استفاده قرار گيرد.
«فيثاغورث» معتقد است كه موسيقی تجويز شده‌ی مخصوص می‌تواند به سلامتی فرد منجر شود و او را به سمت اصواتی هدايت كند كه پايه‌ی سيستم تونال امروزی را توسعه دهد.
دو فيلسوف يونانی به نام‌های «پلاتو» و «ارسطو» از موسيقی كنترل شده در بهبود حال و اخلاق اجتماعی استفاده می‌كردند و اين دو را می‌توان از پيشروان موسيقی درمانی به حساب آورد.
رومی‌ها نيز به قدرت شفابخش موسيقی اعتقاد داشتند. به عنوان مثال آنها معتقد بودند كه موسيقی می‌تواند مارگزيدگی را علاج كند و با طاعون مبارزه كند. «ذينقراطيس» رومی با ارگ و «كاليوس اورليانس» با آهنگ‌های فلوت و تمرينات آوازی جنون را درمان می‌كردند. به طور كلی روميان معتقد بودند كه موسيقی مانند دارو نه تنها قدرت پيشگيری دارد بلكه درمان‌كننده نيز هست.
در اوايل قرون وسطی «بوتيوس» مرجع بانفوذ موسيقی به تأثير فراوان موسيقی بر شخصيت و اخلاق و رفتارهای معنوی فرد تأكيد داشت.
«بوتيوس» مانند ديگر يونانيان موسيقی را جزئی از رياضيات می‌دانست و نظريه‌ی موسيقی انسانی را مطرح كرد. در قرون وسطی كليسا عهده‌دار آموزش موسيقی بود.
بنابراين موسيقی در خدمت دين بود و ذهن را برای تعليمات مذهبی و افكار مقدس آماده می‌كرد. بعد از دوران قرون وسطی، دوران رنسانس آغاز شد در اين دوران نيز موسيقی ارزش درمانی بيشتری يافت. در اين دوران تئوريسين‌های پزشكی نظريه‌های چهار خلط بدن(صفرا، بلغم، خون، سودا) و مزاج‌های مترادف با آنها …(صفراوی، بلغمی، دموی، سودايی) را مطرح می‌كردند و جهان‌‌شناسی چون «امپروكلين» دنيا را متشكل از چهار عنصر(خاك، آب، هوا، آتش) می‌پنداشت.
اين نظريه‌ها موجب شد كه تئوريسين‌های موسيقی نيز چهار حالت موسيقی(باس، تنور، آلتو، سوپرانو) را با عناصر كيهانی امپروكلين تطابق دهند و همچنين چهار مقام راجع موسيقی رنسانس را (ميكسوليدن، دورين،‌ ليدين، فريگبن) نيز به طبايع مترادف خود مربوط بدانند. برای مردمی كه در دوران رنسانس زندگی می‌كردند هارمونی با سلامتی با موسيقی، در بدن و كيهان‌ زمانی به دست می‌آمد كه بين چهار عنصر ذكر شده موازنه برقرار می‌شد.
بطور كلی در اين زمان اعتقاد بر اين بود كه موسيقی مقاومت بدن را زياد می‌كند چيزی كه در زمان شيوع بيماری طاعون اهميت حياتی داشت. در دوران باروك از قرن هفدهم تا نيمه‌ی قرن هجدهم گرايش عمومی فلسفی در طب بر محور تئوری چهار طبع و تأكيد در ساختن آهنگ برای برانگيختن اميال و عواطف موجب شد كه در جلساتی در زمينه‌ی موسيقی و پزشكی تشكيل و تداوم يابد.
اعتقاد مردم به تأثير درمانی موسيقی در اين دوره ناشی از اشارات زياد نويسندگانی چون «شكسپير» و «اسپنر» به اين مسئله بوده‌است.
در اين دوران موسيقی با حفظ اهميت خود به عنوان يك امداد پزشكی برای خانواده‌های سلطنتی مورد توجه بود. مثلاً در سال 1373 م ملكه‌ی اسپانيا از صدای خواننده‌ی مشهور ايتاليا به نام «فارينلی» برای معالجه‌ی فيليپ چهارم كه بيماری ماليخوليايی حاد داشت استفاده كرد و موفق شد. در ادامه‌ی قرن هفدهم و نيمه‌ی اول قرن هجدهم نيز بعضی از نويسندگان كوشيدند جايگاه علمی و پذيرفته شده‌ای از موسيقی را در درمان آسيب‌های روانی و ناراحتی‌های عصبی ايجاد كنند. آنها افسانه‌های مشهور غيرعلمی را كه پيرامون تأثير درمانی موسيقی مطرح بود رد كردند.
هر چند كه در اواخر قرن هجدهم شروع به انتقاد از ادعای موسيقی درمانی شد اما باز هم در اين دوره ارتباط نزديكی بين موسيقی و طب ادامه يافت. در طول قرن نوزدهم نيز استفاده از موسيقی در آموزشگاه‌ها و برنامه‌های آموزشی نابينايان و ناشنوايان آمريكا افزايش يافت و در اواخر قرن نوزدهم در مورد بيماران روانی نيز بهره‌های فراوان از موسيقی برده شد.
در قرن بيستم با توجه به پيشرفت تكنولوژی، ارتباط نزديك سنتی كه بين موسيقی و طب وجود داشت عميقاً فراموش شد و گاهی فقط تحقيقاتی علمی در طول قرن در مورد موسيقی درمانی صورت می‌گرفت. منتها حمايت سازمان‌ها در استفاده از موسيقی باعث توسعه‌ی آن در قرن بيستم شد به دليل همين مسأله تحقيقات پيرامون پزشكی و روان شناسی موسيقی سريعاً افزايش يافت.
اختراع ضبط صوت نيز جاذبه‌ی استفاده از موسيقی در بيمارستان‌ها را در طول قرن افزايش داد و از نوارهای موسيقی برای تفريح راحت خوابيدن، آرام كردن، كاهش ترس از جراحی و ... استفاده شد. علاوه بر اين مسايل در طول اين قرن سرودهای مخصوص ساخته شد كه در جهت كمك به سلامتی، آرامش، تمركز ذهنی و تقويت خودآگاهی استفاده داشت و در حال حاضر نيز اين گونه روش‌ها در دنيای غرب در حال پيدا كردن جای مناسب است و پيشرفت چشم‌گيری دارد.
استفاده از موسيقی‌درمانی علاوه بر مواردی كه در طول قرن‌ها مورد استفاده واقع شد در جنگ‌ها و به خصوص در جنگ جهانی دوم مورد توجه فراوان قرار گرفت. در زمان جنگ دوم جهانی پزشكان در هنگام مراقبت از مجروحان جنگی پی‌بردند كه موسيقی نه تنها روحيه‌ی بيماران و مجروحين را تقويت می‌كند بلكه بهبود آنها را تسهيل می‌كند و متعاقب آن بود كه موسيقی جزو برنامه‌ی تسهيل ارتش شد و از آن در درمان فيزيكی و آموزشی بيماران استفاده كردند.
اين عامل باعث افزايش استخدام موزيسين‌ها در طول جنگ دوم جهانی شد و تقاضای بيمارستان‌ها از موزيسين‌هايی كه روش‌های بالينی پايه را در دانشگاه طی كرده بودند روز به روز بالا گرفت. ادامه‌ی نياز بيمارستان‌ها به موزيسين‌های آموزش ديده باعث شد تا در سال 1950 اولين انجمن ملی موسيقی درمانی در آمريكا شكل گيرد.
از اين تاريخ به بعد موسيقی درمانی مورد توجه بيشتری قرار گرفت و انجمن‌ها و تشكيلات بيشتری را به خود اختصاص داد.
موسيقی درمانی برای گروه‌های مختلف درمان‌جويان مؤثر شناخته شده است و موزيك تراپيست‌ها با توجه به سنين مختلف افراد از كودك تا سالخورده كار خود را دنبال كرده و بيماران مراجعه‌كننده به آنها بسيار متنوع بوده‌اند. اين مراجعين بيماری‌های مختلفی داشته كه شامل انواع بيماری‌های روانی، ناتوانی‌های رشد، ناتوانی‌های جسمی ناشی از آسيب‌های عصبی، معلوليت‌های ارتوپدی، آسيب‌های حسی و اختلال‌های ديگر پزشكی است كه موزيك تراپيست‌ها برای درمان آنها از روش‌های مخصوص موسيقی درمانی استفاده كرده اند.(2)
با توجه به اهميت موسيقی درمانی كه اشاره شد استفاده از موزيك جهت تسكين درد يكی از عام‌ترين و ساده‌ترين روش‌های انحرافی افكار است كه بيشتر افراد به آن پناه برده‌اند. تحقيقات مختلف اثرات موزيك‌های متنوع(شاد، مهيج،‌ غمناك و …) را بر درد سنجيده‌اند و به نتايج متفاوتی دست يافته‌اند اما آنچه در استفاده از موسيقی مطرح است انتخاب مناسب نوع موزيك با توجه به روحيه فرد است و موزيك علاوه بر تحريك مستقيم اعصاب شنوايی كه خود عامل منحرف‌كننده فرد از فرد است و همينطور حالت آرام‌كنندگی و شل‌كنندگی كه اغلب پس از شنيدن موزيك به افراد دست می‌دهد اما بيشترين تأثير را در موسيقی‌هايی می‌توان ديد كه برای فرد مفهومی داشته باشد و با وضعيت روحی فرد همخوانی داشته باشد.
يكی از زيباترين، دلنشين‌ترين، جذاب‌ترين و طبيعی‌ترين موسيقی روح‌افزای ناشی از تلاوت قرآن كريم است و يكی از جوامعی كه عميقاً متأثر از ارزش‌های اسلامی بوده و هست كشور ايران است. گرچه قرآن با همگان سر و كار دارد و زيبايی آن مختص گروه خاصی نيست اما آنان كه با آن انس بيشتری دارند قطعاً از آن بيشتر لذت خواهند برد و در واقع هر كس به فراخور طبع خود از آن بهره عملی خواهد برد.(3)
باشكوه‌ترين بعد اعجاز بيانی قرآن كريم همسازی با نغمه‌های دلنشين و آهنگ‌های وزين صوتی است آنگاه كه با صدايی گرم و زيبا و آوايی نرم دمساز شود آتشی بر خرمن دل‌ها افكند و اخگر پرفروغش جهانيان را بسوز و گداز وا دارد.

[+] نوشته شده توسط کامیار در 23:26 | |

مرد كور!


روزي مرد كوري روي پله هاي ساختماني نشسته و كلاه و تابلويي در كنار پايش قرار داده بود.روي تابلو خوانده ميشد  من كور هستم لطفا به من كمك كنيد.انديشمندي از آنجا مي گذشت نگاهي به او انداخت چند سكه در كلاه انداخت و سپس بدون آنكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلو را برگرداند و روي آن چيز ديگري نوشت و آنجا را ترك كرد.عصر آن روز به محل برگشت و ديد كلاه مرد كور پراز سكه و اسكناس است مرد كور صداي او را شناخت و پرسيد بر روي تابلو چه نوشته اي انديشمند گفت چيز مهمي ننوشته ام من فقط نوشته هاي شما را به شكل ديگري نوشتم لبخندي زد و به راه خود ادامه داد و مرد كور هيچ وقت نفهميد او چه نوشته بود او نوشته بود امروز بهار است و من نميتوانم آن را ببينم ................  

[+] نوشته شده توسط کامیار در 21:8 | |

معنویت!

 

بسیاری از مردم معنویت را با مذاهب سازمان یافته به اشتباه می گیرند. و این در حالی است که در مواقعی مذاهب تشکیلاتی اشخاص را از معنویت دور می کنند.

[+] نوشته شده توسط کامیار در 11:1 | |

راه هموار!

 

راه صاف و هموار است ... چرا بر سر راهت سنگ می پاشی؟

[+] نوشته شده توسط کامیار در 15:9 | |

مطالب پيشين