
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:با زندگی برقصیم در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
کنفرانس جهاني تغييرات آب و هوا يکي از بزرگترين گردهمايي هاي کشورها به منظور تصميم گيري در زمينه پديده گرمايش زمين و تغيير آب و هوا بوده است.
اين کنفرانس با حضور نمايندگان بيش از 190 کشور جهان در جزيره بالي اندونزي برگزار شد تا کشورها درباره يافتن راه هاي مبارزه با پديده گرمايش زمين و تغيير آب و هواي آن مذاکره کنند؛ چرا که گرمايش زمين پديده اي است که امروزه تمام اجزاي کره زمين را درگير کرده است.
کنفرانس جهاني تغييرات آب و هوا در حالي برگزار شد که توليد کنندگان اصلي گازهاي گلخانه اي مانند امريکا از پيوستن به پروتکل کيوتو امتناع مي کردند.
دراين کنفرانس نمايندگان دولت هاي شرکت کننده بعد از چندين روز مشاجره به توافقي براي کنترل تغييرات آب و هوايي دست يافتند و شرکت کنندگان درباره اين که چه پيماني بايد جايگزين معاهده جهاني کيوتو شود، گفتگو کردند.
تصويب نقشه راه بالي يکي از توافقات غير منتظره کشورها در اين کنفرانس بود، به طوري که نمايندگان امريکا چند دقيقه قبل از اعلام پذيرش اين توافقنامه اعلام کرده بودند با اين توافق مخالفت خواهند کرد.
بر اين اساس اين نقشه آغازگر يک روند مذاکرات دو ساله است که براي تعيين اهداف جديدي براي ميزان کاهش گازهاي گلخانه اي که جانشين اهداف تعيين شده در پروتکل کيوتو بوده ، طراحي شده است زيرا امريکايي ها خواهان آن بودند که در اين توافقنامه تعهدات بيشتري از کشورهاي در حال توسعه خواسته شود.
موافقت امريکا با اين پيش نويس بعد از آن اتفاق افتادکه اتحاديه اروپايي نيز از اين پيشنهاد حمايت کرد و امريکا عملا در مخالفت تنها ماند. به نظر مي رسد دولت امريکا نمي خواسته تقصير نرسيدن به هيچ گونه توافقي در اجلاس بالي به گردن اين کشور انداخته شود که به اين ترتيب اعلام موافقت امريکابا فريادهاي شادي نمايندگان ديگر کشورها همراه بود.
در اين اجلاس بان کي مون ، دبير کل سازمان ملل نيز براي حضور در آخرين روز اجلاس به بالي آمد. او گفت از پيشرفت هاي بسيار اندکي که در 12 روز اجلاس حاصل شده ، نااميد شده است و از نمايندگان کشورها خواست «به خاطر بشريت» به توافق برسند. کشورهاي اروپايي در ابتدا مي خواستند ميزان گازهاي گلخانه اي جو بين 25 تا 40 درصد کاهش يابد. اما هيات امريکايي در کنفرانس بالي با تعيين هر گونه هدف دقيق و اجباري جهاني براي کاهش گازهاي گلخانه اي که به گرمايش زمين منجر مي شوند، مخالفت کرد و کشورهاي اروپايي نيز در نهايت با اين خواسته امريکا کنار آمدند. گروه هاي طرفدار محيط زيست بشدت با اين اقدام که به اصرار امريکا انجام شده مخالف هستند و آن را اقدامي براي تضعيف مذاکرات مي دانند. کنفرانس بالي بيش از حد انتظار به درازا کشيد، اما امريکا بالاخره کوتاه آمد و حاضران بر سر ادامه مذاکره درباره پيمان نامه تازه حفاظت از جو به توافق رسيدند و در بيانيه پاياني بر لزوم کاهش گازهاي گلخانه اي تاکيد شد.
همچنين به دليل مشاجرات نمايندگان کشورهاي حاضر در کنفرانس بالي بر سر متن بيانيه پاياني ، اين نشست که در حقيقت مي بايست روز جمعه 14 دسامبر به کار خود پايان دهد، تا صبحگاه روز شنبه 15 دسامبر به درازا کشيد. برخلاف خواست اتحاديه اروپايي و کشورهاي در حال توسعه ، در بيانيه پاياني ، سخني از حد کاهش انتشار گازهاي گلخانه اي در جو به ميان نيامده است.
کشورهاي شرکت کننده تنها تصديق کرده اند که «کاهش انتشار گازهاي گلخانه اي در جو امري اجتناب ناپذير» براي رسيدن به هدف مبارزه با تغييرات جوي است.
پاسي از شب گذشته ، درست هنگامي که گمان مي رفت همه کشورها بر سر متن بيانيه پاياني به توافق رسيده اند، نمايندگان هند خواستار تغيير در يک پاراگراف اين بيانيه شدند. طبق تغيير پيشنهادي از سوي هند، کشورهاي صنعتي «موظف» به حمايت از کشورهاي در حال توسعه از طريق تامين فناوري مورد نياز و کمک هاي مالي به اين کشورها مي شدند.
به دنبال آن پيشنهاد هند با مخالفت بسياري از جمله وزير محيط زيست هلند روبرو شد. او اين پيشنهاد را «غيرقابل قبول» خواند. اين پيشنهاد کنفرانس را تا ساعات آغازين روز شنبه به خود مشغول کرد، با وجود مخالفت ها، در ميان فرياد شادي کشورهاي موافق ، رئيس دوره اي اتحاديه اروپايي ، با پيشنهاد هند موافقت کرد. اما هيات امريکايي بلافاصله اعلام کرد با اين پيشنهاد مخالف است ، اما اين سرزنش نمايندگان کشورهاي ديگر را براي امريکايي ها به همراه داشت که بالاخره امريکا هم با بيانيه پاياني موافقت کرد. بان کي مون ، دبيرکل سازمان ملل روز شنبه 15 دسامبر، از کشورهاي حاضر خواست بدون رسيدن به توافق نشست بالي را ترک نگويند. سرپرست هيات امريکايي حاضر در کنفرانس ، پاولا دوبريانسکي (Paula Dobriansky) ساعاتي مانده به پايان اجلاس «براي پيشرفت مذاکرات» اعتراض خود به متن پاياني را پس گرفت. سرپرست هيات امريکايي گفت که با گذشت تقريبا 20 ساعت از زمان اوليه در نظر گرفته شده براي پايان کنفرانس ، امريکا ديگر نمي خواهد مانعي در راه رسيدن به توافق باشد. نمايندگان 190 کشور جهان از 12 دسامبر در بالي گرد هم آمدند تا در چارچوب کنفرانس بين المللي جوي ، درباره توافقنامه اي جديد که قرار است در سال 2012 جايگزين پيمان کيوتو شود، مذاکره کنند. تنظيم و تهيه اين توافقنامه جوي بايد تا سال 2009 به پايان رسيده باشد.
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 19:11
|
|
امروز بعد از حدود یک ساعت فشردگی در جمعیت بسیار پر شور وارد سالن شهید چمران دانشکده فنی شدیم؛فشار جمعیت به حدی بود که عده زیادی در حال فریاد زدن در اثر فشارهای وارده و بعضی از دختر ها در حال گریه بودند و حتی یکی دو نفر غش کردند و بعضی ها مرگ را جلوی چشمشون دیدن ؛خیلی ها از جمله ما وحشت کرده بودیم و فقط میخواستیم هر طور شده از جمعیت خلاص شده و برگردیم ولی فشار جمعیت اجازه هیچ حرکتی جز رفتن به طرف در ورودی نمیداد ؛ جمعیت شبیه امواج سونامی –دو سه نفر روی هم-وارد سالن میشد به طوری که کیف ها وکفش و کاپشن بسیاری از دانشجویان از دستشان ول و زیر پای ملت له شده بود. مجری حدود بیست دقیقه مشغول داد زدن بود و التماس میکرد که به خاطر خاتمی افراد دم در سالن را ترک کنند و خاتمی را از ال سی دی های راهرو تماشا کنند ولی هیچ کس توان حرکت در جهت مخالف را نداشت ؛ افرادی که روی هم؛داشتند به زور وارد سالن میشدند فقط سعی میکردند که زیر بقیه دانشجو ها بتوانند نفس بکشند؛ و حتی نزدیک بود برنامه به علت بی نظمی زیاد لغو گردد.خلاصه با هزار بدبختی و راه رفتن روی سر دانشجوهای بدبختی که نشسته بودند و دسته صندلی ها ؛ هر کس یه کنجی برای نشستن پیدا کرد ؛ و سالن اندکی ارام شد.ولی باز هم هوای سالن به شدت گرفته و گرم بود ؛ و اگر کنترل انتظامات سالن نبود هر لحظه امکان داشت دوباره جهنم چند دقیقه قبل تکرار شود ولی خوشبختانه شرایط کنترل شد . سپس کلیپی در مورد خاتمی پخش شد که با تشویق شدید دانشجوها همراه بود و قسمتهایی از سخنرانی خاتمی را در شانزدهم آذر هزار و سیصد و هشتاد و سه با شرایط امروز مقایسه میکرد . بالاخره به علت گرما و گرفتگی هوا تصمیم گرفتم از خیر دیدن خاتمی بگذرم و لحظه ای سالن را ترک کنم وقتی از در پایینی با زور زیاد خارج شدم ، یک جریان جمعیتی جام را گرفت و دیگه برگشتن به جایی که نشسته بودم ممکن نبود.....
امشب منتظر دیدن گزارش تحریف شده از تلویزیون و مخصوصا بیست و سی بودم ولی تو تنها خبری-بیست و سی- که امید داشتم صحنه هایی از جلسه را پخش کنه ،هیچ فیلمی از جلسه پخش نشد و صرفا عکسی از جلسه با یه توضیح کوتاه پخش شد "... چون دوربین به داخل سالن راه ندادند ، ما هم تصویری از جلسه نداریم" ، درست میگفت ، صدا وسیما به جلسه امروز دعوت نشده بود و فقط دوربینهای خصوصی انجمن اسلامی مشغول فیلمبرداری بودند...
ماجرا ازاین قرار بود : بعد از در آمدن از سالن در حالی که بقیه درهای ورودی بسته بود ، دیدم که خبرنگار و فیلمبردار صداوسیما در حال صحبت با مسئول جلسه و دانشجویان انجمن اسلامی بودند و با زور خواهان ورود به سالن بودند ولی مسئولین جلسه مانع میشدند.فیلمبردار صداسیما طلبکارانه میخواست وارد سالن شود ولی انجمنی ها میگفتند چه کسی شما را دعوت کرده که به اینجا آمده اید؟ کم کم صداهاشون بالاتر رفت ؛ولی صدا سیمایی ها از رو نمیرفتند؛ خلاصه کار به مرحله دعوا کشید ؛ و اگه بقیه اونها را جدا نمیکردن کار به زد و خورد میکشید.بعد از جدا شدن؛ صداسیماییها یه گوشه وایسادن و تو فکر بودن که چی کار کنن ولی کسی تحویلشون نگرفت! خلاصه تصمیم گرفتن بیان و از راه دور و از بیرون تالار یه تصویر از خاتمی بگیرن ؛ دوربینشون را کلی تنظیم کردن که زوم کنن رو خاتمی ، ولی وقتی دانشجو های دم در این صحنه را دیدن فوری عکسهایی که از خاتمی دستشون بود را جلوی در گرفتن که دوربین نتونه داخل تالار را ببینه! (تصویر زیر- این اتفاقات در بیرون تالار (قسمت منتهی به خیابان شانزده اذر)افتاد و به جز معدود کسانی که در آن لحظه بیرون تالار بودند کسی این وقایع را ندید )


خلاصه با دیدن این صحنه خیلی حال کردم ، اولی باری بود که میدیدم که چقدر راحت میشه صداسیما را تحریم خبری کرد ، بعد از این کار بالاخره چون دیدن دیگه هیچ کاری نمیتونن بکنن از رو رفتن و رفتن یه گوشه وایسادن ! این در حالی بود که خبرنگار های روزنامه ها مثل اعتماد ملی وخبرگزاری ها میتونستن وارد تالار بشن ولی فیلم بردار صداسیما نمیتونست! بعد از خروج خاتمی هم دوربینهای صدا سیما در خیابان به سمت خاتمی هجوم آوردن که باهاش مصاحبه کنن ، ولی موفق به مصاحبه نشدند و خاتمی سوار ماشینش شد و رفت!
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 8:32
|
|
امر به معروف يك راننده پيكان!
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 9:51
|
|
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 22:45
|
|

[+]
نوشته شده توسط کامیار در 15:44
|
|

ببینید چه راحت لم داده اند در زیر سایه آخرین درخت!
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 10:36
|
|
در حالي كه اكوپارك طبيعت پرديسان به عنوان يكي از پاركهاي آموزشي، پژوهشي و تفرجي سازمان حفاظت محيط زيست قرار بوده به عنوان يكي از مراكز آموزشي مهم مدنظر قرار گيرد، متاسفانه سازمان حفاظت محيط زيست در اقدامي غير زيستمحيطي با راهاندازي يك سيرك در اين پارك موافقت كرد.
به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مطالعات جامع در خصوص اكوپارك طبيعت پرديسان صورت گرفته و قرار بوده است اين پارك نمونهاي از تنوعزيستي و گياهي دنيا و ايران باشد.
براين اساس موزههاي تنوعزيستي، تاريخ طبيعي و آب براي اين پارك پيشبيني شده بود و قرار بود پارك طبيعت پرديسان نمونهاي از يك پارك مطالعاتي و پژوهشي براي پيشبرد مسائل زيستمحيطي بوده و در آن نمونههايي از بيومهاي 5 قاره دنيا دراين پارك ايجاد شود.
از سوي ديگر طرح اكوپارك طبيعت پرديسان اولين جايزه بينالمللي بنزين طراحي منظر را در جهان دريافت كرده بود.
اين در حالي است كه هم اكنون حدود 20 كانتينر حيوان در ضلع جنوبي پارك طبيعت پرديسان مستقر و قرار است در اين محل يك سيرك ايتاليايي با همكاري سازمان حفاظت محيط زيست راهاندازي شود.
اين اقدام مسؤولان سازمان محيط زيست اعتراض جمع زيادي از تشكلهاي دوستدار محيط زيست را برانگيخته است به شكلي كه بسياري از آنها اين اقدام سازمان حفاظت محيط زيست را خيانت به وظيفه قانوني اين سازمان ميدانند. جالبتر آنكه مسؤولان اين سيرك اعلام كردهاند بر اساس توافق انجام شده با سازمان حفاظت محيط زيست، كارمندان اين سازمان ميتوانند با ارايه معرفينامه از تخفيف برخوردار شوند.
به گزارش ايسنا، قرار است حيواناتي مانند اسب پا كوتاه، خرس، مار بوآ، شير، پلنگ و ... در اين سيرك جهت آموزش محيط زيست از پنجشنبه شب فعاليت كنند!
راهاندازي يك سيرك در قلمرو سبز سازمان محيط زيست
كهرم:
«سيرك» عبارت است از بهرهبرداري و استثمار جانوران و نگهداري آنها در شرايط بسيار سخت
تعجب ميكنم كه سازمان حفاظت محيط زيست اين چنين وظيفه خود را زير پا گذاشته است
سيرك بجز بدآموزي چيزي ندارد
دكتر كهرم، بيولوژيست متخصص حيات وحش و استاد دانشگاه در اين خصوص گفت: سيرك از نظر محيط زيست عبارت از بهرهبرداري و استثمار جانوران و نگهداري آنها در شرايط بسيار سخت است.
وي اين امر را كاملا غيرانساني و غيرعلمي دانست و تصريح كرد: هيچكدام از دوستداران محيط زيست با اين امر موافق نيستند.
دكتر كهرم تاكيد كرد: تعجب ميكنم كه سازمان حفاظت محيط زيست به خصوص روابط عمومي اين سازمان كه وظيفه حفظ حيات وحش دارد، اين چنين وظايف خود را زير پا گذاشته و به طبيعت و جانوران ايران و دوستداران آن توهين كند.
وي در پايان گفت: سيرك به جز بد آموزي چيزي نداشته و براي سازمان محيط زيست و صادر كنندگان اين مجوز بسيار متاسفم.
راهاندازي يك سيرك در قلمرو سبز سازمان محيط زيست
رييس هيأت مديره جمعيت آواي سبز:
استقرار يك سيرك در محدوده سازمان محيط زيست به عنوان حافظ طبيعت و حيات وحش طنز بسيار تلخي است
راهاندازي سيرك در قلمرو سبز پارك پرديسان جزو عجايب روزگار است!
مهندس وحيد نوروزي، رييس هيأت مديره جمعيت آواي سبز نيز به ايسنا گفت: استقرار يك سيرك در محدوده سازمان محيط زيست به عنوان حافظ طبيعت و حيات وحش طنز بسيار تلخي است كه فقط از عهده اين سازمان برميآيد!
وي افزود: اگر قرار بود اين سيرك براي سرگمي مردم فعاليت كند بهتر بود با نهادها و گروههاي ديگري هماهنگ ميشد و اين كه چه تعمدي بوده است كه اين سيرك در محدوده سازمان محيط زيست برقرار شود جاي بسيار تعجب است و ما منتظر پاسخ مسئولان سازمان محيط زيست در اين خصوص هستيم.
رييس هيأت مديره جمعيت آواي سبز با اظهار تعجب و شگفتي از اين اقدام گفت: تمام قوانين موجود در سازمان حفاظت محيط زيست كه شرح وظايف اين سازمان است، به حوزه حفاظت از حيات وحش ميپردازند و همگي مبتني بر حفاظت از حيوانات وحشي است و در هيچ جاي آن نيامده كه سازمان از سيرك و باغ وحش حمايت كند.
وي گفت: اين سازمان صرفا ميتواند به ايجاد موزههاي تنوعزيستي براي ارتقاي سطح دانش و آگاهي مردم در حوزههاي محيط زيست اقدام كند.
رييس هيأت مديره جمعيت آواي سبز با اشاره به وضع بسيار بد سيركهاي پراكنده در شهرهاي مختلف كشور تصريح كرد: وجود اين سيركها اين سؤال را در ذهن تداعي ميكند كه آيا سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان دامپزشكي كشور حتي يك بار نيز به اين سراغ اين سيركها رفتهاند تا حيوانات دربند و اسير آن را مورد كنترل قرار دهند؟
وي تاكيد كرد: در حالي كه از نظر مردم تهران پارك طبيعت پرديسان محدودهاي امن و قلمرو سازمان حفاظت محيط زيست است هرچند در آن هزاران متر ساختمان ايجاد كردهاند، اما ديگر راهاندازي سيرك در اين قلمرو سبز جزو عجايب روزگار است.
وي خاطرنشان كرد: در حالي كه طرفداران محيط زيست و حيات وحش به حضور يك حيوان در يك سريال طنز به شدت عكسالعمل نشان ميدهند و تاكيد دارند كه چرا موجب آزار و اذيت آن ميشويم، واقعا برپايي يك سيرك در محدوده سازمان محيط زيست چه توجيهي ميتواند داشته باشد؟!
مدير روابط عمومي انجمن حمايت از حيوانات:
به راهاندازي سيرك اعتراض ميكنيم
باقري، مدير روابط عمومي انجمن حمايت از حيوانات نيز با تاكيد بر اينكه اين انجمن به كل با ايجاد سيرك مخالف است خاطرنشان كرد: هر عملي كه منجر به آزار و اذيت حيوانات شود از نظر ما ممنوع بوده و بايد جلوي اين كار گرفته شود.
وي با تاكيد بر اينكه بايد از آزار و اذيت حيوانات به شدت پرهيز شود به ايسنا گفت: مشخص نيست نياز به سيرك چگونه احساس شده است؟
مدير روابط عمومي انجمن حمايت از حيوانات تاكيد كرد: در صورتي كه راهاندازي اين سيرك قطعي شود قطعا با همكاري تعدادي از تشكلهاي زيست محيطي كشور به اين امر اعتراض خواهيم كرد.
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 3:7
|
|

[+]
نوشته شده توسط کامیار در 0:57
|
|
يك هفته است از مرگ دكتر قيصر امين پور مي گذرد .واين داغ جانسوز را بر تمام عاشقان ادبيات ايران نهاد و رفت و چه زيبا رفت شاهد مثال اين داغ را ميتوان تشيع جنازه با شكوه در دانشگاه تهران ديد كه به اعتراف اساتيد دانشكده ادبيات تا به امروز دانشجويان اين دانشگاه براي استادي تشييع جنازه به اين باشكوهي برگزار نكرده بودند كه دانشجويان را به اين اندازه ناراحت و گريان كرده باشد .
او كه با يك نسيم آرام آمد و با طوفان سهمگيني رفت ساعد باقري كه جريان مرگ واطلاع يافتن وي از مرگ قيصر را در برنامه شبانگاهي راديو پيام (دوشنبه شب 14 آبان ) اينگونه بيان كرد : زماني كه شب حدود دو نصف شب به اون زنگ زدند قبل از زنگ خوردن تلفن احساس كردم كه زلزله آمده آري قيصر با يك زلزله و طوفان سهمگيني رفت و فكر نكرد كه ما چقدر تنها مانديم
و قيصر خود روز مبادا خويش را به ما گفته بود و ما چه ساده از اين روزمبادا مي گذشتيم ، روز مبادا او سه شنبه تلخ همان روز تلخي كه خود در شعرهايش گفته بود.... و با سرخوشي كتاب شعرش را ورق مي زديم به شعر بعد مراجعه مي كرديم در حاليكه او به ما گفته بود چه روزي مي رود
اما در اين يك هفته كه گذشت اظهار نظرهاي و يادداشتهاي زيادي درباره اين استاد معاصر ادبيات ايران نوشته شد و حرفهايي زده شد اما رسانه ملي و مرده پرست ما كه واقعا براي تشيع جنازه قيصر سنگ تمام گذاشت اما يك دقيقه از صدا و سيماي قيصر را پخش ننمود .... ودر جايي خواندم كه در آرشيو عريض و طويل اين سازمان صدا و تصويري وجود ندارد و تنها سهم قيصر نام سه كلمه ايي بود در پايان كليپ هاي اشعار عليرضا افتخاري مي نوشتند .
و جالبتر از اينكه در سالهاي اخيرتصوير و صداي قيصررا كسي هرگز در تلويزيون نديد ونشنيد، از او نظري و مصاحبهاي گرفته نشد در حاليكه همين تلويزيون او را« قيصر شعر ايران»، «حافظ شرف شعر ايران » مي ناميد ... مشكل كجاست نمي دانم ظاهرا هر چي هست دكتر قيصر امين پور دوست نداشت شاعر رسانه ايي و دولتي شناخته شود .... اصلا قيصر هم شاعر عوام بود هم خواص شاهد مثال همين كتاب "دستور زبان عشق " بدون تبليغات رسانه ايي به چاپ سوم هم رسيد و شايد دكتر قيصر امين پور راه و رسم و صدا و سيما را قبول نداشت ... نمي دانم اما هر چه هست يكجا كار مشكل دارد ..
چند روز پيش از دوستي شنيدم که قرار بوده امسال دكتر قيصر امین پور را به عنوان چهره ماندگار انتخاب کنند. (منبع خبر موثق است : وبلاگ قطره محال انديش ).. و او حتي با مرگش مي خواست از جوايز دولتي و حكومتي فرار كند
اين را بگويم ممكن است از صحبت هاي من اين مطلب به ذهن دوستان متبادر بشود كه مثلا قيصر مخالف نظام بود نه من مي خواهم بگويم اتفاقا قيصر اين مرز و بوم و حكومت را قبول داشت (زيرا اگر او مخالف نظام بود چرا يكي از اين خارج نشسته ها ضد نظام براي مرگ او پيام تسليت ندادند )... اما اگر بخواهيم رفتار اجتماعي و سياسي قيصر امين پور را تحليل كنيم وي اهداف نظام كه همان تعالي نظام و رسيدن به اهداف انقلاب اسلامي را قبول داشت اما او وسايل رسيدن به اين اهداف را قبول نداشت زيرا قيصر امين پور با سكوتش و حضور نيافتن در مراسم رسمي كه براي شعرا بر پا مي شد اين اعتراض خود را بيان مي نمود ... اما در شعرهايش وفاداري به نظام و حكومت را ثابت كرده بود مانند اشعاري كه براي جنگ و يا سردبيري سروش جوان تا سال ۸۲ مي باشد .
اما در آخر يك سوال : دو انجمن ادبي بودند كه درقبال مرگ دكتر قيصر امين پورسكوت كردند يكي كانون نويسندگان ايران كه مي توان تا حدودي دليل سكوت آنها را فهميد اما اين دليل قانع كننده نيست دليل ممكن است اين باشد قيصر را از نظر خط سياسي و فكري قبول ندارند چون قيصر در زمره شعراي ارزشي محسوب مي شود اما چرا انجمن قلم ايران كه جمعي از نويسندگان و شعراي انقلابي مانند دكتر ولايتي ، محمد رضا رهگذر عضو هستند سكوت كردند ؟
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 22:21
|
|

خبري بد براي سيگاريها
خديجه محصلي از معدود مديران ارشد دولت مهرورزي است كه مرد نيست! او رئيس اداره دخانيات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي است و در مصاحبهاي شديدالحن، به تمام كارمندان سيگاري اخطار داده است كه اگر به اين عمل زشت خود ادامه دهند و بر آن اصرار بورزند، با خشم من مواجه شده و دستور كسر حقوق، كمترين جريمه خواهد بود كه به مسئول مربوطه ابلاغ ميشود. البته اين بانوي ضد سيگاري، در مصاحبه با راديو پيام، اين را هم اضافه كرد كه: «کارمندان متخلف ابتدا تذکر شفاهي و سپس تذکر کتبي دريافت ميکنند و در صورت تکرار استفاده از دخانيات، مبلغ جريمه (بين 50 تا يكصدهزار ريال) از حقوقشان کسر خواهد شد.»

اميد كه همه مديران سيگاري كشور، قاطعيت را از اين زن ياد گرفته و قبل از برخورد قانوني با آنها، خودشان سيگار را به كناري نهند، آن هم براي هميشه.
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 14:26
|
|

حالا که او سکوتش را شکسته است یاورش باشیم تا شب خواهان تمام ظلمت را بر ایران تحمیل نکنند. من به گذشته ی خاتمی بسیار منتقدم. خیلی زیاد. ولی امروز او یکی از معدود نیروهایی است که محبوبیتش می تواند در برابر پوپولیسم بایستد و خودش می تواند موجب ائتلاف اصلاح طلبان شود و خطرهای بین المللی را هم برطرف کند. آشکارتر آنکه: من معتقدم که فاجعه ی امروز نتیجه ی بی عرضگی خاتمی است. ولی می گویم همان طوری که در ابتدای اصلاحات خراب کردن و دشمن کردن هاشمی کار اشتباهی بود الان نیز استفاده نکردن از پتانسیل های اجتماعی-سیاسی خاتمی کار اشتباهی است. (عکس از مراسم وداع با خاتمی ۶ روز قبل از تحلیف احمدی نژاد)
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 12:19
|
|
"ال گور"، از فعالان مقابله با گرم شدن هوای زمین و "گروه پژوهشی سازمان ملل متحد در زمینه تغییرات آب و هوا که دولت های مختلف جهان عضو آن هستند" به طور مشترک برنده جایزه صلح نوبل شده اند. آقای گور که 59 سال دارد در دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون معاون وی بود و از آن زمان، تلاشهای خود را معطوف مسايل زیست محیطی کرده است. ال گور در سال 2000 نیز نامزد ریاست جمهوری بود اما تلاش های انتخاباتی وی به دليل پرداختن بيش از حد به مسايل محيط زيستي و غافل شدن از شگردهاي سياسي رقيب، نتیجه نداد و انتخابات را به جورج بوش باخت. آقای گور در سال 2006 برای فیلم مستند "يك حقیقت ناخوشايند" که درباره گرم شدن هوای زمین است، برنده اسکار شد.
گفتني آنكه گروه پژوهشی سازمان ملل متحد در زمینه تغییرات آب و هوا ( IPCC) در سال 1988 تاسیس شد و بالاترین مرجع جهان در زمینه مسائل مربوط به گرم شدن هوای زمین است.
اين پيروزي را در آستانه روز حركت جهاني وبلاگستان – 23 مهرماه – به همه طرفداران راستين محيط زيست تبريك ميگويم.
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 11:56
|
|
در باره من هر چه ميخواهي بگو، فردا در بارهي تو قضاوت ميكند و گفتههاي تو شاهدي است در حضور محكمه و گواهي است در پيشگاه عدالت.
حقيقت آدمها آن نيست كه بر شما آشكار ميكنند، بلكه آن است كه از آشكار كردنش بر شما عاجزند.
نام كسي كه مخالفت ميكند، بيشتر از نام كسي كه موافقت ميكند بر سر زبانهاست.
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 18:9
|
|
سال گذشته وقتی برای اولین بار زمزمهی تشکیل کمپینی برای جمعآوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز را شنیدم، پیش خود گفتم آیا فایده ای هم دارد؟
این همه قانون غلط و تاریخ گذشته داریم کدامش را تابه حال توانستهایم عوض کنیم که اینها را بتوانیم. و تازه، چرا فقط برای تغییر قوانین ضدزن تلاش کنیم. مگر نه این که مردان ما هم از بعضی قوانین در رنجند؟
بعد کلاهم را قاضی کردم... پس درخواست تغییرات را از کجا باید شروع کنیم؟ مگر نه اینکه از بدترین هایش، از آنهایی که به طور روزمره بارها نتایج شان را با چشمهای خود دیدهایم؟.
زنهایی که به علت مرگ همسرشان (یا طلاق) در عرض یک هفته زندگیشان از عرش به فرش افتاده، زنهایی که از دیدار فرزندانی که با خون دل بزرگ کردهاند محرومند، زنانی که بعد از سی سال سوختن و ساختن در زندگی مشترک ناگهان با پدیدهای به نام هوو روبهرو میشوند، دخترانی که به اجبار پدر خود ازدواجهای نامناسب میکنند، زنانی که شهادتشان، ارزششان، دیهشان، ارثشان گاهی حتی کمتر از نصف مردان است....
مگر نه اینکه من هم زن هستم و ممکن است روزی با این قوانین ناعادلانه روبهرو شوم؟
باید چکار کرد؟ از کجا شروع کرد؟
منطق از آگاهی دادن می گوید... اما این آگاهی دادن باید درخواستی به دنبال داشته باشد تا نتیجه ای بدهد. باید به همه گفت از غصه خوردن و ناله و نفرین کاری پیش نمیرود. باید در این راه مردان عادل و فهمیده را هم همراه خود کنیم.
وقتی در کارگاه کمپین شرکت کردم و دفترچه را گرفتم و خواندم، دیدم تنها راه موجود درحال حاضر همین است و تصمیم گرفتم من هم جزئی از این جریان باشم و شدم.
هر روز که برای جمعآوری امضا میان مردم میرفتم و بعد از گفتگو برق امید را در نگاهشان میدیدم عزمم جزمتر میشد و میفهمیدم که بله ما میتوانیم بخواهیم! و ما می توانیم تغییر بدهیم.!
هر روز که میگذشت همراهانی پیدا میکردم، اول امضا میکردند بعد دیگر همراه بودند. میدیدم عقاید مذهبی و سیاسی مان هیچ تأثیری بر خواستهی مشترکمان ندارد. همه یک هدف داریم و آن تغییر قوانین تبعیض آمیز است..
در این یک سال همیشه ورقه های امضا و دفترچهها در کیفم حاضر بود. هر جا که میرفتم بعد از کمی مقدمه چینی درشان میآوردم و بحث را میکشاندم به کمپین. طولی نمی کشید که اکثر افراد امضا میکردند و این بار آنها بودند که برای من می گفتند، مردم خیلی بیشتر از دفترچه های کوچک 30 صفحهای کمپین ابعاد و تبعات این قوانین تبعیضآمیز را به من یاد دادند. داستانهای تلخ اما واقعی برایم تعریف کردند. بارها بدون آنکه بگذارم بفهمند چشمانم به اشک نشست و ذهنم درگیر شد. .
هر بار آشنایی مرا میدید با اشتیاق از کمپین میپرسید. چه خبر؟ چند امضا جمع شده؟ کی یک میلیون میشود؟ نشده؟ امکان ندارد. مگر نه اینست که همهمان داریم ازاین قوانین صدمه میبینیم. باز هم دفترچه داری؟ زن عمویم میخواهد. همسایهمان میخواهد. روزبهروز بر تعدادمان افزوده میشد که ... ناگهان خبر دستگیری بچهها پخش شد. زینب را گرفتهاند. نسیم و فاطمه را هم. بچه های 22 خرداد را دادگاهی کرده اند... به چه جرمی؟ به جرم حق خواهی ؟
روزنامه ها که تابه حال از خود کمپین چیزی نمینوشتند حالا از دستگیریها خبر میدهند. کانالهای ماهوارهای از بچه ها دفاع میکنند و باز دستگیری. 33 نفر. هشت نفر... در پارک لاله، ناهید و محبوبه...
حالا خیلی ها فهمیده اند . بعضی ها وقتی می خواهی ازشان امضا بگیری میترسند.
میگویند با تمام چیزهایی که میگویی موافقم اما شوهرم(پدرم) گفته اگر بگیرندت دیگر خانه نیا. ببخشید.
در همین ترس افکنی ها 50 نفر در کارگاه دوم کرج اعلام آمادگی میکنند. اما حدود 40 نفرشان درست یکی دو ساعت قبلش بهانه میآورند و نمیآیند. زیاد که پاپی میشوی میبینی 90 درصدشان را مردان خانواده ترساندهاند. یکی پدرش، دیگری برادرش، آن یکی نامزدش و این یکی شوهرش!
بعد خبر میرسد که پسران را هم به همین جرم می گیرند . پسر تو که این قوانین به نفع توست. تو چرا؟
من که فکر می کنم بند جدیدی باید به دفترچه کمپین اضافه شود.
حق امضا!
حق امضا برای درخواست بهبود اوضاع خود.
چرا باید امضا کردن و امضا جمع کردن جرم حساب شود؟
منافع چه کسانی این وسط به خطر افتاده؟
اما دلم خوش است و خیلی امیدوارم... هنوز هستند کسانی که مبارزه برای احقاق حقوق خود از هر چیزی در زندگیشان مهمتر است.
در مراسم سالگرد میبینم چطور بچهها با شوق و با حرارت بر ادامه راه پای میفشرند. آزمونی دیگر در جلوی راه ماست:.
غلبه بر ترسی که میخواهند در دلمان بکارند. و ایمان به درستی راه و روشمان.
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 18:7
|
|

اين عنوان، ديروز يكي از پرخوانندهترين لينكهاي سايت بالاترين بود؛ لينكي كه خواننده را با نظرات جسورانه دختري توانا و مغرور به نام ماندانا آيينهچيان آشنا ميكرد. يك فعال محيط زيست كه به شدت از تلقي امام جمعه موقت تهران، نسبت به بدحجابي و گره زدن بدحجابها با «زنان هرزه و بدكاره» گلهمند بود.
اما او سرانجام در انتهاي شب، نه تنها همه بيش از 30 نظر ارسال شده براي اين پست را حذف كرد، بلكه خود پست را نيز معدوم ساخت! چرا كه به قول خودش با بعضي از كامنتها مشكل داشت.
به نظر من، كار او توهين مستقيم به تمامي 63 نفري بود كه به مطلبش امتياز مثبت داده و از او حمايت كرده بودند.
نظر شما چيست؟
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 1:28
|
|
آنها كه امشب چون من بينندهي فيلم مستند پژمان مظاهريپور از شبكهي 4 سيما بودند، حتماً بسيار حيرت كردند كه چگونه يك شبكهي دولتي تلويزيوني، فيلمي را نمايش ميدهد كه در آن شديداً به ساخت چنين سدي در محوطهي تاريخي تنگهي بلاغي اعتراض شده و با جزئيات به ذكر ارزشهاي تاريخي اين تنگه پرداخته و آنها را نمايش ميدهد؛ آن هم سدي كه به دستور شخص رئيسجمهور فرمان آبگيري آن صادر شد.
جالبتر آن كه در اين فيلم براي اولين بار تأكيد شد كه تعداد درختان كهنسال و ارزشمند معدوم شده در بالادست سد سيوند، به هزاران اصله ميرسد.
جملهي پاياني اين اثر مستند را هرگز فراموش نميكنم:
«دولتمردان ايران بايد بدانند كه اگر خداي ناكرده كوچكترين گزندي در اثر آبگيري سد سيوند به آرامگاه كوروش وارد شود ، مردم ايران هيچ عذر و بهانهاي را از آنها نخواهند پذيرفت و هرگز چنين رهبراني را نخواهند بخشيد.»
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 22:46
|
|

به اين مي گويند: حفظ محيط زيست!
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 18:12
|
|

كسي اين فوتباليست كامروني را مي شناسه؟!
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 18:1
|
|

به اين شكار لحظه ها چه امتيازي مي دهيد؟!
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 17:51
|
|

بابا فقط در تهران اينطوري درخت ها سرنگون نمي شوند! ببينيد در برلين چه بلايي سر خيابان آمده است!!
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 12:28
|
|

آيا اين روش بهتري براي مبارزه با مزاحمين نواميس مردم نيست؟!
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 12:21
|
|

دریاچه بختگان و مرگ ۳۳۰۰ جوجه فلامینگو در میان شوره زار -سال ۱۳۷۹
جناب رییس جمهور ، شاید آبگیری این سد ، برای چند سالی رویای آب را به مانند نفتی که وعده دادید بر سفره ما می آید و هنوز هم نیامده ، به سر مزرعه کشاورزان ببرد ، اما قدری بیاندیشید که به چه قیمتی ؟ به قیمت از دست دادن میراث کهن فرهنگی یک ملت ؟ به قیمت از دست دادن یه ذخیره گاه ارزشمند گیاهی جهان؟به قیمت نفس های به شماره افتاده هزاران هزار فلامینگو در پارک ملی دریاچه بختگان؟ به قیمت غرق شدن ۸۰۰۰ درخت جنگلی ۵۰۰ ساله و میلیونها موجود زنده بی مهره و مهره دار؟ به چه قیمتی ؟!! ناامیدی فرزندان و کودکان این سرزمین را چه می کنید ؟
جناب رییس جمهور ! کلنگ سیوند را شما به زمین نزدید و می توانید هزار و یک عذر و بهانه داشته باشید ، همانطور که کلنگ بسیاری ا ز طرح های مخرب طبیعت را روسای جمهور قبلی به زمین زدند ، اما شما درست به مانند همین لحظه ای که در بین دروازه یک کاخ هخامنشی ایستادید ، مقابل خواهش و تمنای یک ملت ایستادید و نشان دادید که شما هم فرقی با قبلی ها نداشته و ندارید و بلکه بی تفاوت تر از قبلی ها حتی نسبت به طبیعت این سرزمین هم هستید ...
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 16:3
|
|
اخيراً پايگاه اطلاعرساني همنهاد به مديريت فرداد دولتشاهي، دست به اقدام جالب و در عين حال طاقتفرسايي زده و توانسته به كمك بيش از 900 شركتكننده، 54 وبلاگ برتر زيستمحيطي را به ترتيب محبوبيت، رديف كند.
اما نكته جالب در اين ميان آن است كه در طبقهبندي سايت معروف و معتبر "technorati" كه هماكنون بيش از 71 ميليون وبلاگ را در خود فهرست كرده است، هيچكدام از وبلاگهاي معرفي شده، در شمار 10 هزار وبلاگ برتر تكنوراتي قرار نميگيرند كه از اين ميان، بهترين وضعيت را، وبلاگ مهار بيابانزايي (با رتبه 11257) دارد و كمترين رتبه نيز متعلق به وبلاگ ديدهبان ميانكاله است (با رتبه 517979).
اين هم فهرست 10 وبلاگ برتر از ديد تكنوراتي (قضاوت با خودتان)
1- مهار بيابانزايي (محمد درويش)
Rank: 11,257 (1,168 links from 309 blogs)
http://www.technorati.com/search/darvish100.blogfa.com
2- ديدهبان محيط زيست ايران (مژگان جمشيدي)
Rank: 52,821 (207 links from 78 blogs)
http://www.technorati.com/search/jamshidi6.blogfa.com%2F
3- براي طبيعت (هومن روانبخش)
Rank: 58,600 (166 links from 71 blogs)
http://www.technorati.com/search/hoomanjangali.persianblog.com%2F
4- گردش در طبیعت ایران (صادق حيدرينيا)
Rank: 104,626 (56 links from 42 blogs)
http://www.technorati.com/search/natureiran.persianblog.com%2F
5- كوير (حميدرضا عباسي)
Rank: 139,980 (60 links from 32 blogs)
http://www.technorati.com/search/hamidabbasi.blogfa.com%2F
6- دوستدار حيوانات ( سپهر سليمي)
Rank: 144,858 (64 links from 31 blogs)
http://www.technorati.com/search/animal.persianblog.com%2F
7- ديدهبان كوهستان (عباس محمدي و همکاران)
Rank: 161,842 (43 links from 28 blogs)
http://www.technorati.com/search/mountainwatch.persianblog.com%2F
8- سرباز زمين (حميدرضا ميرزاده)
Rank: 294,157 (23 links from 16 blogs)
http://www.technorati.com/search/earthsoldier.persianblog.com%2F
9- ديدهبان ميانكاله (حر منصوري)
517,979 (12 links from 9 blogs)
http://www.technorati.com/search/miankalehsit.persianblog.com%2F
10- كويرهاي ايران (محسن اديب) – بدون رتبه در تكنوراتي!
588 links to this URL sorted by
http://www.technorati.com/search/irandeserts.com
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 22:13
|
|
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 7:34
|
|
واقعاً خجالتآور است كه ميشنويم تنها روزنامهي پايتخت كه به انعكاس خبرهاي مهم محيط زيست كشور اقدام ميكرد، اينك صفحهي محيط زيستش را تعطيل كرده است!
من كه ديگر هيچگاه «آينده نو» را نخواهم خواند ... حتا اگر دوباره خبرهاي محيط زيستي چاپ كند! به نظر من، مژگان جمشيدي اگر در كيهان كار كند، شرف دارد به روزنامههايي كه داعيهي روشنفكري دارند، اما حاضر به پرداخت هيچ هزينهاي براي آن نيستند.
به صف مخالفان احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان بپیوندید

[+]
نوشته شده توسط کامیار در 13:31
|
|
وقتي خبر موافقت سازمان محيط زيست با برداشت پوزههاي سنگي و قطع درختان پارك ملي گلستان در دو طرف جاده مرگبار گلستان منتشر شد، جامعه علمي و زيستمحيطي ايران، تماشاي تخريبي را كه البته از مدتها قبل آغاز شده بود، اين بار برنتافت. گلستان، گل سرسبد پاركهاي ملي و افتخار ايران در مجامع بينالمللي محسوب ميشد و تخريب آن، عناد و دشمني با طبيعت اين سرزمين بيهمتا و ناسپاسي آشكار در مقابل خدايي است كه همه آنچه را كه در بسياري از كشورهاي اروپايي وجود ندارد، در اين منطقه كوچك يكجا قرار داده است.
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 23:10
|
|
تعجب نكنيد؛ اين خبر كاملاً در راستاي بيابانزايي است! مگر نه اين است كه بيابانزايي را كاهش كارايي سرزمين ترجمه ميكنيم؟ پس وزير محترم نيرو، آقاي سيد پرويز فتاح! بدان و آگاه باش كه مجموعهي تحت امرت با احداث دكل برق در حريم شهر توس، دقيقاً در همين راستا اقدام كرد و عملاً شانس جهاني شدن شهر تاريخي فرهنگي توس را از ايرانيان گرفت و استعداد توس را در جلب گردشگر به شدت به مخاطره انداخت.
اين در حالي است كه ميبينيم، همسايهي ترك ما، چگونه در شهر قونيه به شهرت مولانا ميافزايد و از هر تمهيد و ترفندي (از چاپ بروشور گرفته تا تيشرت و ليوان و ساخت مجسمه و انتشار تمبر و ...) براي افزايش درآمد صنعت گردشگري خود استفاده ميكند. به نحوي كه درآمد شهر قونيه ميرود تا از مجموع درآمد صنعت گردشگري كشور فزوني گيرد! حتا تركها كوشيدند تا مقامات يونسكو را قانع كنند، نهتنها سال 2007 را به نام مولانا بنامند «year of rumi»، بلكه مركزيت مراسم بزرگداشت اين شاعر ايراني را نيز به قونيه منتقل سازند! جالب آنكه در تارنماي يونسكو هم از كشورهاي افغانستان، مصر و تركيه در اين خصوص ياد شده، اما اشارهاي به نام ايران نشده است!!
و اصلاً چرا بشود؟ وقتي كه ما آن بلا را بر سر مجموعهي تاريخي و يگانهي پاسارگاد و تنگهي بلاغي يا تپههاي تاريخي بوكان و ... ميآوريم، آن هم به بهانهي احداث سدهايي كه از اساس داراي جانمايي اشتباه بودهاند؛ وقتي مشهورترين ميدان جهان را (نقش جهان) به بهانهي ساخت برج جهاننما در معرض خروج از سياههي آثار ثبت شدهي يونسكو قرار ميدهيم؛ وقتي به راحتي از ضرورت احداث خط آهن در مجاورت نقش رستم و تخت جمشيد سخن ميگوييم؛ وقتي به سادگي مجوز تخريب بخشهايي از ارزشمندترين زيستگاههاي حفاظتشدهي كشور را (پارك ملّي خجير، پارك ملّي گلستان، منطقهي حفاظت شدهي دنا، جنگل ابر شاهرود، پارك ملّي كوير، اندوختگاه زيست سپهر درياچهي ارژن و ...) به بهانهي تعريض جاده، رزمايشهاي دورهاي ، عبور لولهي گاز و ... صادر ميكنيم و وقتي ... نبايد از چنين اقداماتي تعجب كرد.
با اين وجود، باور كنيد اين حركتها واقعاً خجالتبار و شرمآور است ... حتا اگر ادعاي صدور فرهنگ هم داريم، بايد قدر شعراي بزرگي چون فردوسي را بيشتر بدانيم و اين چنين مغولوار با اين ميراثهاي ادبي و فرهنگي بوم و بر ارزشمندمان برخورد نكنيم.
راستي! به قول آن حكيم فرزانهي توس، چرا از گردش روزگار نميترسيم؟!
بپرسيدم از هر کسي بيشمار بترسيم از گردش روزگار
مگر خود درنگم نباشد بسي ببايد سپردن به ديگر کسي
و ديگر که گنجم وفادار نيست همان رنج را کس خريدار نيست
زمانه سراي پر از جنگ بود بجويندگان بر جهان تنگ بود
این هم نشانی وبلاگی که اختصاصاْ به همین منظور ساخته شده است. با تشکر از ایدا عزیز
آنها که تاکنون همراهی کردهاند:
ابراهیم اقبالی ؛ فرداد دولتشاهی ؛ ارمغان مقدس ؛ راوي
پروانه اسماعيلزاده ؛ محمدرضا نوروزي ؛ شهروند ؛ هومن روانبخش
ایدا ادینه ؛ عمار رفیعی امام ؛ کوچه بی دار و درخت ؛ رزا بداغی
عالیه اشتری ؛ فرزانگان ۷۳ ؛ مهندسی علوم خاک ؛ حميد بي تقصير ؛
لنیوم ؛ وحیدرضا مصوری ؛ خبرخوان دو در دو ؛ کام . پخمه ؛
خاطراتچی ؛ بلاگ نیوز ؛ سعید سعیدی ؛
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 20:5
|
|
و جملاتی که برخی از آنان را باید با زر نوشت.
اگر دوست داشتید همینجا در وبلاگم با هم چت کنید این را از زن متولد ۱۳۵۷ یاد گرفتم. این را بگویم من چت نمی کنم یک موقع کسی نیاید و با نام من اینجا چت کند! گفتم که گفته باشم! ( کمی باید صبر کنید تا صفحه لود شود ).
مخمل بانو هم وبلاگ راه انداخته خدا از سر گناهان کبیره و صغیره ی من بگذرد که این چندمین وبلاگ هست که نویسنده اش می گوید : راوی، وبلاگ تو باعث شد به وبلاگ نویسی علاقه پیداکنم. اولین وبلاگ که گناه را به گردن من انداخت گلین بانو بود.
فروغ هم وبلاگش را عوض کرده این آدرس جدیدش.
زمانی که از کنار جنگل گلستان رد می شدم افسوس می خوردم که چه بر سر این فضای سر سبز آوردند و هیچکس هم حرفی نمی زند اما از وقتی با وبلاگ آقای درویش آشنا شدم ، متوجه شدم که هستندتلاشگرانی اینچنین بی ادعا که گاه جانشان را بر سر هدفشان می گذارند که هدفشان همانا حیات من و توست، حیات آیندگان ... اما آیا گوش شنوایی هست که به فریادهای این عزیزان گوش دهد!؟ با او همصدا شویم.
این هم یک کلیپ با صدای شهرام ناظری با همراهی گروه کامکارها
و پاسخ کامنت ندادن هایم را بگذارید به حساب بازار مسگرا ، شرمنده ام .
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 13:6
|
|
وقتی شما جنسی را می فروشید. یک حالت بیشترندارد و آن این است که جنسی که قبلا متعلق به شما بوده دیگر مال شما نیست و در اختیار خریدار است. حالا این قضیه فروش بلاگفا هم تقریبا همین طور است. اگر واقعا دوست عزیز ما، علیرضا شیرازی سایتش را فروخته باشد، خب فروخته است و اینقدر راحت نمی تواند همه چیز را انکار کند. اما اگر نفروخته است پس حتما حميد محمود زاده ، مدير عامل شركت نرم نگاران آرميتيس دارد در روز روشن دروغ می گوید و قصد کلاهبرداری دارد.
البته اینکه خرید و فروش یک کالا که وجود خارجی ندارد. مثل یک سایت چقدر از نظر قوانین حقوقی ایران درست است یا نه بحث دیگری است. آن هم در حالیکه لایحه جرایم رایانه ای هنوز سرنوشت معلومی پیدا نکرده است.
به هر امیدوارم پایان ماجرا هرچه باشد به ضرر هزاران کاربر سایت بلاگفا نشود و تهدید کسی ادعا می کند مالک جدید بلاگفا ست عملی نشود و این سایت بسته نشود. به هر حال من که ترجیح می دهم همچنان علیرضا مالک این سایت باشد و با هوش و ذکاوت بالای خود ابزاری بهتر برای کاربرانش فراهم کند.
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 8:29
|
|

احمد رضا ميتوانست گلوله نخورد! ميتوانست خود را مثل خيليهاي ديگر به نديدن بزند! حتا ميتوانست با آن دو شكارچي ثروتمند به تعامل برسد!! امّا او هيچ يك از آن كارها را نكرد؛ او حتا از تهديد شكارچيها هم نترسيد و آنقدر آن دو ناجوانمرد را تعقيب كرد تا سرانجام با شليك سهمناك تفنگ شكاريشان از پا درآمد ...
هموطن عزيز من!
احمد رضا براي كه و چه اين كار را انجام داد؟ براي من، براي تو، براي امروز و فرداي ما و فرزندان ما ... و براي سازماني (سازمان حفاظت محيط زيست) كه ظاهراًً نخستين رسالتش بايد پاسداري از اصل 50 قانون اساسي، يعني تضمين حيات روبه رشد اجتماعي ايرانيان در سايهي پاسداري از مواهب ارزشمند طبيعي ميهن عزيز باشد. پس چرا به جاي آنكه او را و امثال او را تكريم كنيم، مجبورش ميسازيم تا هزينهي درمان جراحت عظيمش را هم خودش بپردازد؟! و در مقابل درب دادگاهي كه قرار است به داد او برسد، شاهد فريادهاي جانسوز او هستيم كه چگونه با چوب به جانش ميافتند ...
روايت غمانگيز اين ماجرا را از زبان محمّد درويش پي بگيريد ...
و براي همين است كه از تو دوستدار واقعي طبيعت ارزشمند وطن عاجزانه تقاضا مي كنم كه لينك حمايت از محيط بانان را امضا كرده و با تكثير آن در وبلاگ ارزشمندتان به احمد رضا ها كمك كنيد.
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 10:34
|
|
شهيد شاه كوه محلي خطاب به بازپرس شعبه 1 دادگاه بندر ترکمن: شما هر كه هستيد، باشيد!
او را ناجي ميانكاله ناميدهاند؛ محيط بان عاشقي كه در دفاع از مواهب طبيعي آشوراده، اينگونه ميايستد و در برابر هيچ تهديدي پا پس نميكشد ... ۱۵۰ امضاء تاكنون پاي نامهاي را امضاء كرده است كه از عاليترين مقام مسئول در حوزهي محيط زيست كشور، يك درخواست دارد: كاري كنيد كه ديگر هيچ متجاوز به طبيعتي به خود اجازه ندهد تا اينگونه آسان پاسداران گمنام و مظلومش را هدف آماج گلولههاي آتشين انتقام خويش قرار دهد يا به جان و مال عزيزترين كسانش تهديدي روا دارد. آیا این انتظار زیادی است؟
خانم دكتر واعظ جوادي:
زيستبوم ناهمتاي وطن تنها آن هنگام از حرمتي درخور بهرهمند خواهد شد، كه متولّياني عاشق چون شاهكوه محلي و ناصر پيروي و ... داشته باشد؛ آيا به گونهاي عمل كرده و ميكنيد تا بر شمار اين عاشقان سينهچاك و جان بركف طبيعت افزوده شود؟! عاشقان آزادهاي كه صف مردمي كه براي تشييع پيكرشان آمدهاند، از پانصد متر تجاوز ميكند؛ مردماني كه شوربختانه در بين آنان هيچيك از رؤساي عالي مقام سازمان متبوع محیط زیست ديده نميشود!
بار ديگر ضمن سپاس از همهي دوستاني كه از اين لينك حمايت كرده و پايش را امضاء نمودهاند، تمنّا دارم براي يكبار هم كه شده بياييد نشان دهيم كه ايرانيان ميتوانند فارغ از صفبنديهاي رايج عقيدتي و قوميتي و صنفي، در پاي حراست از طبيعت؛ اين ميراث ارزشمند پدران و امانت فرزندان معصوممان، همهي ملاحظات و سليقهها را به كنار نهاده و ديگر اجازه نخواهند داد كه خون از دماغ هيچ عاشق طبيعتي سرازير شود، چه رسد به اينكه خاموش بنشينند و ببينند كه پيكر پاك شهداي عاشق طبيعت را اجازه نميدهند تا در كنار ديگر شهيدان عاشق وطن به خاك سپارند.
فرصتي نمونده اي عشق!
اين صدا صداي مرگه.
آخرين فصل جوانه،
فصل جون دادن برگه .
از تو قصهها طلوع كن تا غروب من بميره.
زير خاكستر سردم، شعلهي تو جون بگيره ...
لطفاً لوگوي لینک اعتراض را در تارنماهاي ارزشمند خود تكثير سازيد:
[+]
نوشته شده توسط کامیار در 10:40
|
|